علت به قتل رسیدن زن مطلقه به دست شوهر قبلیش چه بود؟

ماجرای قتل زن مطلقه چه بود؟ متاسفانه خیلی از مردم جهان بعد از طلاق از همسر خود باز هم پیگیر همدیگر هستند و حساسیت هایی به وجود می آورند که حتی گاهی باعث می شود که مرتکب قتل شوند.این اتفاق در ایران بارها افتاده است و خبر های زیادی از قتل همسر قبلی به گوش میرسد.

پشت پرده قتل بر ملا شد.قتل میتواند انگیزه‌های متفاوتی داشته باشد.در این روزها که انسان های درگیری ها و مشغله های روحی و روانی بسیاری دارند قتل به دلیل مشکلات روحی و روانی اتفاق می افتد.حسادت، عناد و دشمنی، دزدی، زورگیری و.میتواند مسبب قتل شوند.  آخرین اخبار مربوط به قتل را در سایت خبرآزاد بخوانید

جسد-یک-زن2

نیمه شب دهم دی ماه سال 97 مرد سالخورده ای با پلیس تماس گرفت و از قتل دختر 30ساله اش به نام میترا خبر داد.

ین مرد که هراسان بود گفت: دخترم و دامادم چند ماه قبل از هم جدا شدند. دخترم گاهی اوقات برای ملاقات با دو دخترش به خانه همسر سابقش می رفت. او دیروز برای دیدن فرزندانش به خانه همسر سابقش به نام پرویز رفت و باز نگشتت. من که نگران او شده بودم مقابل در خانه رفتم اما کسی در را باز نکرد.

وی ادامه داد: نیمه شب بود و دخترم به خانه برنگشته بود. من که نگران شده بودم همراه همسرم بار دیگر مقابل در خانه داماد سابقم رفتیم و چون کسی در را باز نکرد قفل در را شکستیم و با جسد خونین دخترم روبه رو شدیم.

با این تماس ،ماموران پلیس به خانه پرویز در منطقه چهاردانگه رفتند و جسد خونین زن جوان با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد. پرویز و دو دخترش در خانه حضور نداشتند. پلیس به ردیابی همسر میترا پرداخت و دریافت این مرد به همراه دو دخترش به خانه خواهرش رفته است.

ماجرای قتل میترا در چهاردانگه

مرد ۳۷ ساله گفت : من و همسرم از همان ابتدای زندگی با هم اختلاف داشتیم. به دنیا آمدن دو دختر مان هم اوضاع را بدتر کرد. به همین خاطر در حالی که دو دخترمان به سن نوجوانی رسیده بودند تصمیم گرفتیم از هم جدا شویم.بعد از طلاق گاهی اوقات میترا برای دیدن دو دخترم به خانه ما می آمد.چندماهی از طلاق نگذشته بود که میترا پشیمان شده و اصرار داشت سر زندگی اش برگردد.او می گفت دلتگ بچه هاست و می خواست تا او را صیغه کنم.

وی ادامه داد: آخرین بار ساعت ۶ صبح بود و میترا برای دیدن فرزندانم به خانه ام آمده بود .او فرزندانم را دید و دو دخترم به مدرسه رفتند .اما میترا خانه ام را ترک نکرد.او شروع به صحبت کرد و گفت دلش برای فرزندانمان تنگ شده و نمی تواند این وضعیت را تحمل کند. او از من خواست تا سر زندگی اش برگردد که سر همین موضوع با هم درگیر شدیم .

ل

متهم گفت: میترا قبلاً هم بارها برایم پیامک ارسال کرده بود و اصرار داشت صیغه ام شود که من مخالفت کرده بودند .وقتی بار دیگر این موضوع را پیش کشید عصبانی شدم .او می خواست خانه را ترک کند. به او گفتم پالتویی که به تن دارد را من قبلا برایش خریده ام. به همین خاطر عصبانی شد و به آشپزخانه رفت. او با کارد آشپزخانه به سمتم حمله کرد که زخمی شدم. من هم در یک لحظه کارد را از او گرفتم و به او ضربه زدم.سپس دنبال دو دخترم رفتم و آنها را به خانه خواهرم بردم.

به دنبال اعتراف های این مرد و بازسازی صحنه جرم وی در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در آن جلسه پدر و مادر میترا برای پرویز حکم قصاص را مطرح کردند اما دو دختر نوجوان قربانی از قصاص گذشتند.

سپس متهم به دفاع پرداخت و با حکم قضایی به قصاص محکوم شد.

حکم صادره در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی قرار داشت که پرویز توانست با پرداخت دیه 330 میلیونی رضایت پدر و مادر میترا را جلب کند. به این

وی به زندگی برگشت و از جنبه عمومی جرم در شعبه هفتم دادگاه کیفری تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در ابتدای جلسه متهم گفت: قبول دارم آن روز با همسر سابقم درگیر شدم اما من فقط یک ضربه با چاقو به کتف او زدم و قصد کشتن او را نداشتم.

پرویز در تشریح ماجرا گفت:من و میترا 15سال با هم زندگی کردیم اما اختلاف های زیادی ما باعث شد تا از هم جدا شویم. آن روز وقتی اصرارهای بی جای همسرم را برای بازگشت به زندگی دیدم عصبانی شدم. سر همین موضوع دعوا میان ما بالا گرفت و میترا به سمت آشپزخانه رفت و چاقوی آشپزخانه را برداشت و به سمت من حمله کرد.حتی در آن درگیری پایم زخمی شد. ما با هم گلاویز بودیم که چاقو ناخواسته به کتف میترا برخورد کرد و او روی زمین افتاد. من همان موقع خانه را ترک کردم و اصلا فکر نمی کردم آن ضربه موجب مرگ میترا شود. احتمالا میترا بعد از ضربه چاقو به کتفش بیهوش شد و چون چاقو به ریه او آسیب وارد کرده بود همسرم جان سپرد. اگر او را به بیمارستان رسانده بودم قطعا زنده می ماند.من از مرگ همسرم پشیمان هستم.

وی به قضات گفت: دو دختر 12 و 14ساله ام به سختی زندگی شان را می گذرانند و من 2سال است که در زندانم. از قضات دادگاه تقاضا دارم به خاطر دو دخترم در مجازاتم تخفیف قائل شوند.

 

ارسال نظر