جمله عجیب و جالب جواد خیابانی که همه را به فکر فرو برد.

جواد خیابانی مجری و گزارشگر برنامه های فوتبالی است. اکثر همه جواد خیابانی را با سوتی های ماندگارش می شناسند.همسر جواد خیابانی بهناز خیابانی است. جواد خیابانی یک فرزند دختر به نام نگار دارد.

در این خبر از زندگی پر رمز و راز جواد خیابانی از دستفروشی تا گزارشگر تلویزیون بیشتر بخوانید.

جمله ای از جواد خیابانی که فضای مجازی را پر وایرال کرد:

جواد خیابانی 27 آبان 1345 در کرج متولد شد ، او تهیه‎کننده، گزارشگر و مجری برنامه های ورزشی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.

جواد خیابانی و همسرش

همسر جواد خیابانی بهناز خیابانی است که در سال 1373 با یکدیگر ازدواج کرده اند و دارای یک دختر به نام نگار خیابانی هستند که در سال 1375 در کرج به دنیا آمده است .

232

تحصیلات جواد خیابانی

در همین شهر تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در هنرستان بهشتی به پایان رسانید. در سال 1364 در رشته مهندسی متالورژی – ریخته گری – از دانشکده تربیت، دبیر فنی تهران واقع در لویزان دانش‎آموخته شد. سپس در سال 1368 به عنوان مدرس هنرستان در دروس فنی به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد. دو سال نیز در هنرستان رجایی بندر عباس به عنوان معاون آموزشی (ناظم هنرستان) مشغول به کار شد.

دوران نوجوانی و جوانی جواد خیابانی

از همان دوران نوجوانی به کسب درآمد پرداخت و در 13 سالگی به عنوان کارگر ساده در شرکت کنسرو سازی شمشاد به کار مشغول شد.

خودش در این باره می گوید:در آن سال ها در هر ماه 6000 ریال حقوق می گرفتم که نصف آن را به مادرم می دادم و با بقیه پول مجلات کیهان ورزشی و دنیای ورزش را می خریدم تا عشق و علاقه خودم را به ورزش سیراب کنم.

دستفروشی-جواد-خیابانی

در سال 1360 بعد از طی دوران مدرسه راهنمایی در هنرستان شهید بهشتی کرج ثبت نام کرد و در طی 3 سال اول تحصیل در این هنرستان که در محله فرح دشت کرج قرار داشت به عنوان شاگرد اول هنرستان انتخاب شد اما در سال چهارم به خاطر حضور فراوان در مسابقات ورزشی مدارس کاملا از درس عقب افتاد و حتی معدل دیپلم خود را تا نمره 15 تنزل داد. او در سال 1364 در کنکور سراسری رشته ریاضی فیزیک شرکت کرد اما نتیجه خوبی نگرفت و در رشته فوق دیپلم ریخته گری در آموزشکده انقلاب اسلامی لویزان پذیرفته شد. وقتی نتایج کنکور اعلام شد او از تهران دور بود زیرا برای کار به بندر عباس رفته بود و به عنوان باربر در اسکله بندر عباس و مدتی هم در منطقه چابهار کار می کرد.

داستان کارگری جواد خیابانی

خودش در این باره می گوید: من از کودکی و نوجوانی کار کردن را دوست داشتم و در استادیوم ها بستنی و ساندویچ می فروختم حتی مقواهای اضافی را جمع آوری می کردم و با آنها نوعی کلاه یا آفتاب گیر می ساختم و در استادیوم ها به تماشاگران می فروختم تا هزینه تحصیل خودم را تامین کنم و بعدها در دوران جوانی به دوختن پرچم های قرمز و آبی و نارنجی (برای تیم آرارات) اقدام کردم و همزمان در انبار بوجاری اداره اصلاح بذر کرج به کارگری مشغول شدم زیرا احساس می کرم کار کردن جوهره مرد است و این را افتخار خودم می دانم که همیشه روی پای خودم ایستاده ام.

cover_1440

فعالیت‎های ورزش جواد خیابانی

او به خاطر بیماری فلج اطفال که در سال 1348 به آن دچار شده بود مشکلات حرکتی زیادی داشت که هنوز هم از آن رنج می برد اما با این وجود در مسابقات دوچرخه سواری آموزشگاه های ایران در سال 1362 قهرمان جاده شد. در سال های 62 – 63 و 64 بک چپ و دروازه بان تیم هنرستان و تیم منخب آموزشگاههای کرج بود. در سال 1366 در المپیک دانشجویان ایران در شیراز شرکت کرد. در آن مسابقات او هم عضو تیم بسکتبال و هم تیم فوتبال منتخب دانشکده های فنی و مهندسی تهران بود که به مقام پنجم ایران در رشته فوتبال دست یافت و در همان سال به اردوی تیم ملی دانشجویان ایران دعوت شد. این اردو هرگز تشکیل نشد زیرا در آن زمان ورزش دانشگاهی چندان فعالیت مهمی نداشت.

آغاز فعالیت گزارشگری جواد خیابانی

در سال 1373 در آزمون جذب گزارشگر و مجری ورزشی تلویزیون ایران IRIB پذیرفته شد. از آن زمان تا به حال به عنوان تهیه‎کننده، گزارشگر و مجری برنامه های ورزشی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران کار می کند.

واکنش جواد خیابانی به شایعه مرگش

در شرایطی که جواد خیابانی گزارشگر و مجری صدا و سیما که در بیمارستان بستری است به شایعه تلخ و جنجالی درگذشتش واکنش نشان داد.

فضای مسموم و مشمئز کننده شایعه سازی این بار گریبان جواد خیابانی را گرفت و اکانت های فضای مجازی برای بالا بردن تعداد کاربران خود به این شایعات دامن می زنند. در این ارتباط روز گذشته با انتشار عکسی از جواد خیابانی که در بیمارستان بستری است شایعه فوت او را منتشر کردند. شایعه ای که اکنون با واکنش او همراه شده است.

این عکس بسیار جالب است و نشان میدهد من مرده ام!

جواد-خیابانی-بر-روی-تخت-بیمارستان

جواد-خیابانی

و البته که زنده ام و به امید پروردگار ، جمعه جراحی دوم است. دعا کنید. اگرچه مرا کشتند و دفن هم کردند.

این عکس را از جراحی اول برداشته اند... بعد از ریکاوری در ICU است. الان بهترم و منتظر برای عمل اصلی...

برای اینکه کسی اذیت نشود کاملا محتاط بوده ام زیرا هم راه دور است و هم محیط بیمارستان برای آرامش و آسایش بیماران است نه برای ازدحام و هیاهو . به همین دلیل است که کسی نمی داند کجا هستم تا مردم مهربان ایران به سوی بیمارستان روانه نشوند ... دست و پای آنها را می بوسم که با مهر خود به من قوت قلب داده اند ...

 

 

ارسال نظر